به یاد مرحوم محمد حسن شریفی

phpThumb.php

چاپ

محمدحسن ، یار شیرین سخن

می خواهیم از کسی بگوییم که خود او سعی کرد از همه بگوید ، چه زیبا آمد و چه زیبا رفت ، او سخن می گفت و سکوت می کرد ، هر کدامش در هر مکانش ، هم بود و هم نبود جایی که باید باشد و جایی که نباید باشد ، هم گریه می کرد و سوز داشت و هم خنده بر لب و می خنداند، آنجا که باید ، آنجا که لازم. هم رفت و هم ماند. او رفت از میان ما ، جسمش ، بدنش ، هیبت زمینی اش و اما ماند! یادش ، نامش و راهش و چه زیباست گفتن از زیبایی و نهایت ادب است از ادیب سخن گفتن و چه شاعرانه از شاعر شعر سرودن و از عاشق ، عشق خواستن!

و تو ای محمد حسن، اگر چه رفتی ولی ما همچنان بودن سنگین تو را در کنار خود ، در جای جای شهرمان احساس می کنیم!

و تو ای محمد حسن ، بودنت را دیدیم ، رفتنت را هم دیدیم ، نه ، بودنت را هرگز از یاد برده و می بریم و نه ، رفتنت را از دل. چرا که تو با کسانی و شخصیت هایی عجین و همسو شده بودی که قرن هاست عزیزند، محبوبند ، و از یادها نرفته اند و نمی روند .

 و آری تو ای محمد حسن ، خدا تو را رحمت کند و در جوار قرب خویش منزل دهد. ای خاطره ی خاطره ساز ، ای یادآور روزهای شیرین ، ای تلاشگر خستگی ناپذیر ، ای در مسیر خود ثابت ، ای یار مهربان و ای دردمند عاشق … .یاد تو را همیشه در عمق قلب خویش جای داده و از یاد نمی بریم و امید به آنکه در سرای جاویدان در جوار مولایمان علی (ع) همدیگر را ملاقات کنیم.