• حادثه تیراندازی و تاخیر نیم ساعته اورژانس و نیروی انتظامی در رسیدن به محل حادثه!!    :   درگیری در نیمه شب، تاخیر عوامل اورژانسی‼️ ♦️به گزارش مردمی دقایقی پیش حدود ساعت ۰۱:۱۵ بامداد شب جمعه دو نفر از اهالی بنارویه با هم درگیر می شوند و در این ...
  • اطلاعیه تشکیل هیئت فوتبال جدید    :   داوطلبین تشکیل هیئت فوتبال جدید از هم اکنون اقدام کنید. به اطلاع کلیه ورزشکاران و ورزش دوستان می رساند به منظور سامان دادن و همفکری و حمایت از فوتبال شهر کسانی ...
  • جلسه تیم پیشکسوتان فوتبال جهت تعیین مسئول و کادر تیمی    :   این جلسه پس از پایان تمرین فردا شب با حضور کلیه اعضا و بزرگان تیم در دفتر تربیت بدنی برگزار خواهد شد. در این جلسه مقرر است که در خصوص تعیین ...
  • نتیجه مسابقه تیم نونهالان و نوجوانان مدرسه فوتبال در بازی با تیم شهید چمران لار    :   بازی بین تیم های نونهالان مدرسه فوتبال بنارویه و نونهالان شهید چمران لار با نتیجه مساوی 4 -4 به پایان رسید. اما بازی تیم های نوجوانان مدرسه فوتبال بنارویه و نوجوانان ...
  • افتتاح آشپز خانه مجهز مسجد جامع بنارویه    :   ساعتی پیش پس از اقامه نماز عشا با حضور کلیه نمازگزاران، آشپزخانه مجهز امام حسن مجتبی (ع) متعلق به مسجد جامع که به همت خیرین ساخته شده افتتاح شد. این آشپزخانه ...
  • بازدید شهردار و شورا از برخی نقاط بحرانی شهر و تاکید بر رسیدگی به آنها    :   پیرو درخواست تعدادی از شهروندان که مشکلات مختلف حوزه شهری داشتند و طی چند روز گذشته نیز در بنارسیتی بازگو و مطرح شد: امروز شهردار مهندس صداقت در پایان وقت اداری ...
  • رئیسعلی مراد قهرمان دلیر بنارویه

    رئیسعلی مراد بخشی از تاریخ جنوب

    رئیسعلی مراد بنارویی یکی از سرداران شجاع و قهرمان در عصر مشروطیت بود که به پشتیبانی از آیت الله سید عبدالحسین مجتهد لاری بر علیه تجاوزگران استعمارگر آن زمان به پا خاست. تفنگچیان بنارویی به فرماندهی شادروان رئیسعلی مراد در جریان نهضت سید عبدالحسین مجتهد لاری از بذل جان دریغ نداشته و در آن لحظه که « امیر قلی » همسنگر آن ها در راه دفاع از حق و آزادی قبای سرخ شهادت بر زنجیر اسارت ترجیح داد ، رئیسعلی مراد سیدِ در محاصره قشون قوام را بر ترک اسب خویش نشاند و همچون تک سواری بی باک از میان خیل تفنگ داران دشمن گذشت ، حاضرین در آن کارزار دریافتند بر اندام این مرد پولاد پیکر دریا دل ، تیر تفنگ کارگر نیست و بر رخساره او ترس بی معناست . او که در نبرد های فراوانی بر علیه تجاوزگران شرکت داشت و فداکاری هایش زبانزد همگان بود ، رشادت های بی نظیر او باعث شده بود که سید عبدالحسین مجتهد لاری همیشه از او به بزرگی و نیکی یاد کند. او جوانمردی خستگی ناپذیر و مدافع آب و خاک و ناموس کشور خود بود ، تا پای جان برای عقایدش می جنگید ، شیعه ای معتقد ، دوستدار علی علیه السلام و ارادتمند خاندان پاکش و با همه وجود احترام به آستان نوادگانش سالها در راه مبارزه با بیدادگری ، ظلم و تعدی به سر برد.

    قسمتی از رشادت های رئیسعلی مراد بنارویی :

    خورشید داشت به آرامی خود را از کمرکش آسمان بالا می کشید . در دشتی که انتهایش به بلندی روستای کورده ختم می شد ، درگیری نابرابری بین سواران و دلاوران لارستانی و نیروهای دشمن در جریان بود . رئیسعلی مراد با اسب سفیدش به سرعت وارد روستا شده و به طرف مسجد حرکت کرد . کودکان ، زنان و پیرمردان روستا گرد او جمع آمدند ، از اسب به زیر آمده و با صدای بلند در حالی که تفنگش را از دوشش به زیر می کشید فریاد زد : دشمن تا چند ساعت دیگر به طرف کورده حمله ور می شود ، همه مردم ، زنان کودکان ، پیرمردها ، همگی باید به طرف « میان  کوه » ( در گویش محلی « میکه»  گفته می شود ) حرکت کنند . هیچ مجالی نیست . هر چه سریعتر حرکت کنید .
    همهمه ای در میان جمعیت افتاده و هر کدام به سمتی حرکت کردند . رئیسعلی مراد می دانست که مجاهدین در محل گردنه نارنجی تا چند ساعت دیگر بیشتر دوام نمی آورند ، از این رو تصمیم گرفت که ابتدا روستا را از جمعیت خالی کرده و آن گاه برای نجات آقا چاره ای بیندیشد .
    روستای کورده در نقطه بلندی واقع شده بود که یک سوی آن سراشیبی یک دشت وسیع و سه طرف دیگرش تپه ها و گردنه نارنجی قرار داشت . موقعیت این روستا از نظر نظامی فوق العاده مهم بود . دست یابی به آن به معنی راه یافتن به گذرگاه منتهی به شهر لار و دسترسی به آن بود . درست بالاتر از روستا ، گردنه ای کوچک قرار داشت که با جاده ای باریک به سمت دره ای می رفت که در میان دو رشته کوه بلند قرار داشته و در میان مردم به « میان کوه » شهرت داشت .. چنانچه جمعیت روستا می توانست خود را بدانجا برساند از حملات توپخانه ای دشمن در امان می ماند و نیروهای انقلابی با خیالی آسوده دست به مقاومت در برابر دشمن می زدند . مسجد کوچک روستای کورده از چند روز پیش میزبان مجتهد بزرگ جنوب « آیت الله سید عبدالحسین لاری » بود . همه مردم او را آقا می نامیدند و نسبت به او علاقه و محبت بسیاری ابراز می نمودند . « آقا » در تمام طول شبانه روز مشغول خواندن نماز و انجام عبادت بود . او در مقابل اصرار و پافشاری مجاهدین جهت ترک محل خویش به سختی مقاومت می کرد و رضایت نمی داد . شش روز از محاصره روستای کورده می گذشت . نیروهای دشمن مصمم به تسخیر روستا و دستگیری « آقا» بودند . رسیدن نیروهای کمکی به آنان و همچنین اضافه شدن ده قبضه توپ پیشرفته انگلیسی ار نوع « هفت و هشت »  و ورورد افسران انگلیسی جهت فرماندهی توپخانه ، دشمن را بیش از پیش توانمند ساخته و مصمم به یکسره کردن جنگ می کرد .
    رئیسعلی مراد خطر را با تمام وجود حس می کرد و تنها مانع دشمن برای رسیدن به روستا و مسلط شدن توپخانه بر آن گردنه ای بود که به وسیله « بهادر » و یارانش محافظت می شد . مقاومت تعداد اندک مجاهدین در گردنه با توجه به لشکریان دشمن چندان طولی نمی کشید .
    رئیسعلی مراد می دانست که راضی کردن « آقا » به ترک روستا با وجود بودن اهالی در آن ممکن نبود ، از این رو بلافاصله به مردم کورده اعلام نمود که در اسرع وقت روستا را تخلیه و به سمت « میان کوه » که پناهگاهی مطمئن بود حرکت کنند .
    شور و هیجان مردم بی پناه که بیشتر شامل زنان و کودکان می شدند ، صحنه ای دلخراش را به وجود آورده بود . مردم دسته دسته روستا را ترک گفته و آنچه را می توانستند با خود می بردند ، آن ها می دانستند در صورت تصرف کورده دشمن به هیچ کس و هیچ چیز رحم نخواهد کرد . تخلیه کامل روستا از جمعیت چندان به طول نینجامید . رئیسعلی مراد برای اطمینان بیشتر  کوچه های تنگ و باریک روستا را با عجله پیموده و با صدای بلند مردم را به خطر پیش رو و تخلیه کورده فراخواند . پس از اطمینان از خالی شدن محل به سمت مسجد حرکت کرد  . همین که به نزدکی مسجد رسید از اسب پیاده شد و با عجله خود را به صحن آن رساند . پنج نفر از تفنگچیان محافظ « آقا » به دور رئیسعلی مراد گرد آمده و منتظر شنیدن دستورات او بودند . رئیسعلی مراد با اشاره دست یکی از آن ها را فراخوانده گفت : الیاس ، بدون معطلی سوار شو  و به طرف لار حرکت کن ، مردم باید شهر را تخلیه کنند ، دشمن فردا به شهر می رسد . امشب باید شهر لار از جمعیت خالی شود ، هر چه زودتر حرکت کن .
    الیاس جوان بیست ساله لاری از طایفه « دگل » که در رشادت و بی باکی شهرت خاصی داشت بدون معطلی با شنیدن دستور فرمانده خویش حرکت کرده ، سوار بر اسب، کورده را به سرعت ترک گفت . اسب و سوار در یک چشم به هم زدن در پیچ کوچه از نظرها پنهان شدند . رئیسعلی مراد چهار دلاور دیگر را به نزدیک خود فراخوانده با لحنی محکم و در عین حال نگران گفت : وقت تنگه ، دشمن همین نزدیکی ها کمین گرفته تا « آقا » رو دستگیر کنه ، یک راه باقی مانده . خوب گوش کنید . ما باید « آقا » را از میان تفنگچی های دشمن عبور داده و از محاصره نجات بدیم . خدا با ماست . همت کنید تا فردای قیامت شرمنده حضرت زهرا (س) نشویم .
    جمله آخری را در حالی بیان کرد که بغض گلویش را گرفته بود . پنج دلاور در یک لحظه سکوت کرده و اشک از چشمانشان جاری شد .
    رئیسعلی مراد که می دانست دشمن تا ساعاتی دیگر روستا را تصرف خواهد کرد در اندیشه نجات دادن « آقا » بود . او تصمیم گرفت که به اتفاق چهار سوار دیگر ، آقا را از میان سپاه دشمن و از طریق گلوگاه ورودی روستا بیرون برده و به جای امن برساند . مشکل ترین بخش کار ، عبور از گذرگاه بود که فاصله نیروهای دولتی با آن ها بسیار کم می شد .
    روستا که حالا از جمعیت خالی شده بود ، در سکوتی مرگبار فرو می رفت . نیروهای دشمن توانسته بودند با به شهادت رساندن یاران « سید » در دشت و گلوگاه ورودی ، آن نقطه مهم را به تصرف در آورند . دشمن مشغول جابجا کردن توپخانه خود بود . از دور می شد خیل سپاهیانی را دید که سواره و پیاده دشت را به سمت بلندی روستای کورده ترک می گفتند .
    درست زمانی که تفنگچیان دولتی می توانستند در دو طرف گذرگاه ورودی مستقر شوند رئیسعلی مراد و چهار تن از همراهانش ( طبق نقل شاهدان این چهار نفر محمد نوروز ، حاج رجبعلی ، قائد آقا و حاجی جعفر از دهکویه بوده اند ) نیز توانستند . « آقا » را از مسجد بیرون آورده و بر ترک اسب نشانند. هیچ کس نمی داند که چگونه توانستند رضایت « آقا » را جلب کنند . رئیسعلی مراد سوار بر اسب خویش و « آقا » پشت سر او قرار گرفت . هر دو سوار بر یک اسب نشسته و شال بلندی محکم به دور آن ها پیچیده شد تا حرکت تند اسب باعث افتادن « آقا » نشود . از دور می شد پنج سوار را دید که حالا بیرون از مسجد اسب های خود را برای یک درگیری نابرابر آماده می کردند .
    رئیسعلی مراد تفنگ کوتاه پنج تیرش را به یک دست و افسار اسب را به دست دیگرش گرفت . پاهایش را به رکاب محکم کرد . دسته تفنگ را کشید . چهار سوار نیز در حالی که تفنگ هایشان را بر سر دست گرفته بودند آماده حرکت شدند . سرعت عمل می توانست دشمن را غافلگیر کند .
    هنوز خورشید در پناه کوه بلند کورده نکشانده بود که پنج سوار به سرعت باد از مسجد روستا دور شدند . بی محابا به طرف گذرگاه خروجی حرکت کردند . نیروهای دشمن که در اطراف گذرگاه مستقر بودند در یک لحظه متوجه سواران شده و تفنگ هایشان را به طرف ایشان نشانه رفتند .
    در یک لحظه طوفانی از شلیک گلوله ها به راه افتاد . همه تفنگ ها به سمت پنج دلاور لارستانی نشانه رفته بود . اصابت گلوله ها در اطراف آن ها گرد و خاک بسیاری را در اطرافشان بلند کرده بود . سواران بدون معطلی و درنگ و با سرعتی باور نکردنی  از گذرگاه عبور می کردند . دشمن فرصت کافی برای فکر کردن نداشت . فرمانده خشمگین با صدای بلند سربازان خود را به شلیک فرا می خواند . سواران به گذرگاه رسیدند . اسب هایی مثل باد ، سوارانی مثل نور ، در یک چشم بر هم زدن از گلوگاه روستا عبور کرده و خود را به دامن دشت رساندند . تنها صدای شلیک گلوله های دشمن بود که همچنان ادامه داشت . پنج سوار هنوز به حالت تاخت از آنجا دور  می شدند . دورتر و باز هم دورتر . فرمانده دشمن دوربین قلمی خود را از غلاف بیرون کشیده و آن را به چشمانش نزدیک کرد . همه چیز به سرعت گذشت . مجال عکس العمل نبود . دوربین را به طرف دشت دراز کرده و به آن خیره ماند . پنج سوار به سرعت باد دور می شدند . آن ها را با نگاه بدرقه کرد .
    لحظاتی بعد آن ها را دید که در دامنه  تپه ای دور از دست در حاشیه جاده ای که مسیر کاروان های بسیار بود از اسب ها پیاده شدند . همگی سلامت بودند . ( طبق نقل ها وقتی که از تیر رس دشمن دور شدند شال به کمر بسته را باز نمودند که پر بود از گلوله هایی که که با کرامت « آقا » به بدن آن ها اثر نکرده بود ) شمرد ، یک بار … دو بار … و به یک باره متوجه شد آن ها آ نها شش نفر هستند . دوربینش را به روی یکی از آن ها نگه داشت دقت کرد ، باز هم بیشتر ، انگار که متوجه چیز غریبی شده باشد . سید را دید که مصمم از اسب پیاده شد و پنج دلاور دور او حلقه زدند . درست بالای سر آن ها در آن سوی کوه بلند مشرف بر دشت سواری را می شد دید که بر ستیغ کوه به دشت و سواران نگاه می کرد . او کسی جز الیاس نبود که حالا از سلامت « آقا » مطمئن شده بود و به طرف شهر لار حرکت  می کرد تا مردم را از یورش قریب الوقوع آگاه کند . دشمن خشمگین که نتوانسته بود به « آقا » دست یابد ، خود را آماده تهاجمی بزرگ به روستای کورده و پس از آن لار می نمود .
    خورشید خسته از یک روز آفتابی، کم کم خود را به آغوش غروب  می سپرد .
    ———————-
    منبع : دلاوران لارستان ، مجموعه ده داستان  به روایت دکتر محمد باقر وثوقی ، ناشر امورتربیتی آموزش و پرورش لارستان و دانشگاه پیام نور اوز

    جمعی از سواران زمان مشروطیت

    آیت الله سید عبدالحسین مجتهد لاری

    لوح یادبود رئیسعلی مراد در مسجد جامع بنارویه – ۱۳۹۱

    مطالب مرتبط :

    یوسف تقوی مراقب آثار تاریخی و میراث فرهنگی از برخی آثار تاریخی بنارویه بازدید کرد

    بازدید یوسف تقوی مراقب و نماینده آثار تاریخی و میراث فرهنگی بخش بنارویه و جویم از کاروانسرای وسط شهر واقع در نزدیکی مسجد جامع و همچنین حوض باستانی تنگ هور که متاسفانه طی چند مدت گذشته این حوض باستانی به طور کامل ویران شد. این بازدید به دلیل شرایط اضطراری و بحرانی فعلی و تخریب های بی رویه و رو به گسترش آثار و بناهای تاریخی بنارویه، از طرف نماینده میراث ... مطلب کامل

    آغاز ساخت فاز اول ساختمان مدیریت بحران شهرداری بنارویه

    لازم به ذکر است مکان این ساختمان بالاتر از انبار شرکت تعاونی تولید گلستان قرار دارد.     اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد. مطلب کامل

    زنده با خاطرات دیروز – شماره (۱۷)

    سایت بنارسیتی همانند سال های پیش به منظور زنده کردن یاد و خاطرات  ورزش گذشته و به دنبال آن تقویت و حمایت وضعیت فعلی فوتبال شهر ، همچنین ایجاد انگیزه مضاعف در جوانان و نوجوانان با استفاده از مجموعه ای تصاویر قدیمی مربوط به کلیه تیم های فوتبال در چند دهه گذشته، با رجوع به آرشیو و همچنین عکس های ارسالی بعضی از پیشکسوتان عزیز در هر نوبت عکسی مربوط ... مطلب کامل

    مداحی مرحوم حاج غلامحسین جعفری – سال ۱۳۸۰

    دسته سینه زنی حسینیه امام خمینی (ره) لینک دانلود (25 MB) منتظر کلیپ های بعدی ویژه نامه محرم در خاطرات باشید.   مطلب کامل

    پژوهشگران و محققان باستان شناس در جستجوی چهار طاقی های بنارویه

    ♦️امروز عصر دو محقق و پژوهشگر باستان شناس که به منظور تحقیق و بررسی کلیه چهار طاقی های استان فارس عازم ایران شده بودند از چهار طاقی بنارویه نیز دیدن کرده و با همراهی و راهنمایی گروه تاریخ بنارسیتی مطالب و اطلاعاتی را نکته برداری کردند. ♦️این دو باستان شناس که نفر اول خانم و اهل تهران و دکترای باستان شناسی از دانشگاه آلمان داشت و نفر دوم آقا و از ... مطلب کامل

    چرا بخش بنارویه نماینده فعال میراث فرهنگی ندارد؟

    با وجود حدود ۳۰ اثر تاریخی در خور ثبت با قدمت حداقل ۱۵۰۰ ساله در بخش بنارویه ولی با تاسف باید گفته شود که در حال حاضر فقط 10 اثر ثبت شده ملی داریم. 🔰 در صورتی که بخش جویم حدود ۲۰ اثر ثبتی با قدمت حداکثر ۵۰۰ ساله دارد. 🔻 علت تعدد آثار ثبتی در بخش مجاور وجود نماینده فعال در آن بخش است. 🔻 از طرفی هنوز بخش بنارویه در میراث ... مطلب کامل

    زنده با خاطرات دیروز  – شماره (۱۶)

    سایت بنارسیتی همانند سال های پیش به منظور زنده کردن یاد و خاطرات  ورزش گذشته و به دنبال آن تقویت و حمایت وضعیت فعلی فوتبال شهر ، همچنین ایجاد انگیزه مضاعف در جوانان و نوجوانان با استفاده از مجموعه ای تصاویر قدیمی مربوط به کلیه تیم های فوتبال در چند دهه گذشته، با رجوع به آرشیو و همچنین عکس های ارسالی بعضی از پیشکسوتان عزیز در هر نوبت عکسی مربوط ... مطلب کامل

    دفترچه آزمون استخدامی وزارت نفت به صورت رسمی منتشر شد

    شركت های تابعه وزارت نفت به منظور تامين نيروی انسانی متعهد و شايسته از محل مجوز استخدامی شماره 1169251 مورخ 24/2/96 سازمان اداری و استخدامی كشور از بين بانوان و آقايان فارغ‌التحصيل برتر مقاطع تحصيلی كارشناسی و كارشناسی ارشد و همچنين فارغ التحصيلان دارای تجارب حرفه ای (حداقل چهار سال سابقه كاری متوالی و مرتبط در مشاغل مورد نظر) از طريق برگزاری آزمون كتبی، مصاحبه،طب صنعتی و گزينش استخدام می ... مطلب کامل

    اخذ مجوز معدن جدید سنگ شکن و سهمیه قیر رایگان توسط شهردار و شورا

    💢 تلاش بی وقفه مهندس صداقت در اخذ مجوز معدن جدید سنگ شکن و سهمیه قیر رایگان بالاخره به ثمر نشست ✅ اخذ دو مجوز آینده ساز با همکاری و تلاش مهندس صداقت شهردار بنارویه و شورای محترم شهر ♦️برای اولین بار در تاریخ و سابقه کارکرد سنگ شکن و شهرداری مجوز برداشت معدن با مساحت بالغ بر 3 هکتار اخذ گردید. ♦️حدود 20 سال دستگاه سنگ شکن شهرداری با این مشکل دست ... مطلب کامل

    حوض تاریخی تنگ هور در کمال ناباوری خراب شد و به تاریخ پیوست!!

    ✳️ در ادامه تخریب های هر روزه و همیشگی آثار و بناهای تاریخی بنارویه این بار نیز بنایی کهن با قدمتی بیش از 2000 سال بازمانده عصر ساسانیان به طور کامل تخریب و با خاک یکسان و از صفحه آثار تاریخی محو شد. 🔰 این بنای زیبا و ارزشمند باستانی ساخته شده از سنگ و ساروج دست چین شده(حوض آب کشاورزی) که در تنگ هور در زمین کشاورزی یکی از اهالی ... مطلب کامل

    یک نظر برای  رئیسعلی مراد قهرمان دلیر بنارویه

    • 1
      همیشه پاییز نوشته شده در ۲۷ اسفند, ۱۳۹۲, ساعت ۲۳:۳۱

      واقعا مرد بوده ریس علی من شنیدم از نسل های قدیم که یه قوم و خویشی هم با ما داشتن
      بلههههههههههههههههه ما هم همچنین اقوامی داشتیم

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

  • کاری ازکانون امام علی النقی علیه السلام بنارویه