• ناهار وحدت مدرسه فوتبال بنارویه    :   امروز با حضور آقای شمس مدیر ورزش و جوانان، آقای فزونی رئیس هیئت فوتبال و جمعی از اولیای بازیکنان، مسابقات چهار جانبه بین نونهالان و نوجوانان همراه با برنامه نمادین ...
  • آخرین اخبار از موج بارشی آخر هفته    :   🔸سردرگمی مدل ها و تغییرات عجیب و غیر قابل باور 🔸نکته مبهم شرایط فعلی: سرمای شدید جنوب!! 🔸مساعد بودن شرایط باد قوس از ساعات آینده 🌧 هوای بارانی در انتظار بنارویه/ در انتظار ...
  • وضعیت غیرفنی، غیراصولی و خارج از چارچوب و بحرانی ساختمان کتابخانه شهر بنارویه    :   ‼️تیرچه های ناامن و فاقد تاییدیه فنی نصب شده در سقف کتابخانه شهر 🔹امروز شهردار مهندس صداقت با خانم جوکاری نائب رئیس شورای شهر از ساختمان در حال تخریب و غیر ...
  • تعمیر و تجهیز دستگاه سنگ شکن بنارویه    :   در جهت تسهیل در خرید مصالح استاندارد و قدرت خرید بیشتر جهت ساخت و ساز شهروندان، شهردار مهندس صداقت اقدام به تعمیر و تجهیز سنگ شکن نموده است. همشهریانی که قصد ...
  • بازدید شهردار و شورا از پارک قدیمی جنب میدان امام علی (ع)    :   بازدید شهردار مهندس صداقت و مجید کارگر عضو شورا به همراه مسئول فنی شهرداری از پارک قدیمی میدان امام علی (ع) این پارک قدیمی که خاطرات خیلی از جوانان دهه شصت ...
  • بازدید شهردار مهندس صداقت و مسؤل واحد فنی شهرداری از وضعیت بحرانی چند کوچه    :   در این بازدید مهندس صداقت دستور لایه برداری گل های باقی مانده از کار، اندود کاری و بیس و مخلوط ریزی بعد آن را در اسرع وقت دادند.      ...
  • رئیسعلی مراد قهرمان دلیر بنارویه

    رئیسعلی مراد بخشی از تاریخ جنوب

    رئیسعلی مراد بنارویی یکی از سرداران شجاع و قهرمان در عصر مشروطیت بود که به پشتیبانی از آیت الله سید عبدالحسین مجتهد لاری بر علیه تجاوزگران استعمارگر آن زمان به پا خاست. تفنگچیان بنارویی به فرماندهی شادروان رئیسعلی مراد در جریان نهضت سید عبدالحسین مجتهد لاری از بذل جان دریغ نداشته و در آن لحظه که « امیر قلی » همسنگر آن ها در راه دفاع از حق و آزادی قبای سرخ شهادت بر زنجیر اسارت ترجیح داد ، رئیسعلی مراد سیدِ در محاصره قشون قوام را بر ترک اسب خویش نشاند و همچون تک سواری بی باک از میان خیل تفنگ داران دشمن گذشت ، حاضرین در آن کارزار دریافتند بر اندام این مرد پولاد پیکر دریا دل ، تیر تفنگ کارگر نیست و بر رخساره او ترس بی معناست . او که در نبرد های فراوانی بر علیه تجاوزگران شرکت داشت و فداکاری هایش زبانزد همگان بود ، رشادت های بی نظیر او باعث شده بود که سید عبدالحسین مجتهد لاری همیشه از او به بزرگی و نیکی یاد کند. او جوانمردی خستگی ناپذیر و مدافع آب و خاک و ناموس کشور خود بود ، تا پای جان برای عقایدش می جنگید ، شیعه ای معتقد ، دوستدار علی علیه السلام و ارادتمند خاندان پاکش و با همه وجود احترام به آستان نوادگانش سالها در راه مبارزه با بیدادگری ، ظلم و تعدی به سر برد.

    قسمتی از رشادت های رئیسعلی مراد بنارویی :

    خورشید داشت به آرامی خود را از کمرکش آسمان بالا می کشید . در دشتی که انتهایش به بلندی روستای کورده ختم می شد ، درگیری نابرابری بین سواران و دلاوران لارستانی و نیروهای دشمن در جریان بود . رئیسعلی مراد با اسب سفیدش به سرعت وارد روستا شده و به طرف مسجد حرکت کرد . کودکان ، زنان و پیرمردان روستا گرد او جمع آمدند ، از اسب به زیر آمده و با صدای بلند در حالی که تفنگش را از دوشش به زیر می کشید فریاد زد : دشمن تا چند ساعت دیگر به طرف کورده حمله ور می شود ، همه مردم ، زنان کودکان ، پیرمردها ، همگی باید به طرف « میان  کوه » ( در گویش محلی « میکه»  گفته می شود ) حرکت کنند . هیچ مجالی نیست . هر چه سریعتر حرکت کنید .
    همهمه ای در میان جمعیت افتاده و هر کدام به سمتی حرکت کردند . رئیسعلی مراد می دانست که مجاهدین در محل گردنه نارنجی تا چند ساعت دیگر بیشتر دوام نمی آورند ، از این رو تصمیم گرفت که ابتدا روستا را از جمعیت خالی کرده و آن گاه برای نجات آقا چاره ای بیندیشد .
    روستای کورده در نقطه بلندی واقع شده بود که یک سوی آن سراشیبی یک دشت وسیع و سه طرف دیگرش تپه ها و گردنه نارنجی قرار داشت . موقعیت این روستا از نظر نظامی فوق العاده مهم بود . دست یابی به آن به معنی راه یافتن به گذرگاه منتهی به شهر لار و دسترسی به آن بود . درست بالاتر از روستا ، گردنه ای کوچک قرار داشت که با جاده ای باریک به سمت دره ای می رفت که در میان دو رشته کوه بلند قرار داشته و در میان مردم به « میان کوه » شهرت داشت .. چنانچه جمعیت روستا می توانست خود را بدانجا برساند از حملات توپخانه ای دشمن در امان می ماند و نیروهای انقلابی با خیالی آسوده دست به مقاومت در برابر دشمن می زدند . مسجد کوچک روستای کورده از چند روز پیش میزبان مجتهد بزرگ جنوب « آیت الله سید عبدالحسین لاری » بود . همه مردم او را آقا می نامیدند و نسبت به او علاقه و محبت بسیاری ابراز می نمودند . « آقا » در تمام طول شبانه روز مشغول خواندن نماز و انجام عبادت بود . او در مقابل اصرار و پافشاری مجاهدین جهت ترک محل خویش به سختی مقاومت می کرد و رضایت نمی داد . شش روز از محاصره روستای کورده می گذشت . نیروهای دشمن مصمم به تسخیر روستا و دستگیری « آقا» بودند . رسیدن نیروهای کمکی به آنان و همچنین اضافه شدن ده قبضه توپ پیشرفته انگلیسی ار نوع « هفت و هشت »  و ورورد افسران انگلیسی جهت فرماندهی توپخانه ، دشمن را بیش از پیش توانمند ساخته و مصمم به یکسره کردن جنگ می کرد .
    رئیسعلی مراد خطر را با تمام وجود حس می کرد و تنها مانع دشمن برای رسیدن به روستا و مسلط شدن توپخانه بر آن گردنه ای بود که به وسیله « بهادر » و یارانش محافظت می شد . مقاومت تعداد اندک مجاهدین در گردنه با توجه به لشکریان دشمن چندان طولی نمی کشید .
    رئیسعلی مراد می دانست که راضی کردن « آقا » به ترک روستا با وجود بودن اهالی در آن ممکن نبود ، از این رو بلافاصله به مردم کورده اعلام نمود که در اسرع وقت روستا را تخلیه و به سمت « میان کوه » که پناهگاهی مطمئن بود حرکت کنند .
    شور و هیجان مردم بی پناه که بیشتر شامل زنان و کودکان می شدند ، صحنه ای دلخراش را به وجود آورده بود . مردم دسته دسته روستا را ترک گفته و آنچه را می توانستند با خود می بردند ، آن ها می دانستند در صورت تصرف کورده دشمن به هیچ کس و هیچ چیز رحم نخواهد کرد . تخلیه کامل روستا از جمعیت چندان به طول نینجامید . رئیسعلی مراد برای اطمینان بیشتر  کوچه های تنگ و باریک روستا را با عجله پیموده و با صدای بلند مردم را به خطر پیش رو و تخلیه کورده فراخواند . پس از اطمینان از خالی شدن محل به سمت مسجد حرکت کرد  . همین که به نزدکی مسجد رسید از اسب پیاده شد و با عجله خود را به صحن آن رساند . پنج نفر از تفنگچیان محافظ « آقا » به دور رئیسعلی مراد گرد آمده و منتظر شنیدن دستورات او بودند . رئیسعلی مراد با اشاره دست یکی از آن ها را فراخوانده گفت : الیاس ، بدون معطلی سوار شو  و به طرف لار حرکت کن ، مردم باید شهر را تخلیه کنند ، دشمن فردا به شهر می رسد . امشب باید شهر لار از جمعیت خالی شود ، هر چه زودتر حرکت کن .
    الیاس جوان بیست ساله لاری از طایفه « دگل » که در رشادت و بی باکی شهرت خاصی داشت بدون معطلی با شنیدن دستور فرمانده خویش حرکت کرده ، سوار بر اسب، کورده را به سرعت ترک گفت . اسب و سوار در یک چشم به هم زدن در پیچ کوچه از نظرها پنهان شدند . رئیسعلی مراد چهار دلاور دیگر را به نزدیک خود فراخوانده با لحنی محکم و در عین حال نگران گفت : وقت تنگه ، دشمن همین نزدیکی ها کمین گرفته تا « آقا » رو دستگیر کنه ، یک راه باقی مانده . خوب گوش کنید . ما باید « آقا » را از میان تفنگچی های دشمن عبور داده و از محاصره نجات بدیم . خدا با ماست . همت کنید تا فردای قیامت شرمنده حضرت زهرا (س) نشویم .
    جمله آخری را در حالی بیان کرد که بغض گلویش را گرفته بود . پنج دلاور در یک لحظه سکوت کرده و اشک از چشمانشان جاری شد .
    رئیسعلی مراد که می دانست دشمن تا ساعاتی دیگر روستا را تصرف خواهد کرد در اندیشه نجات دادن « آقا » بود . او تصمیم گرفت که به اتفاق چهار سوار دیگر ، آقا را از میان سپاه دشمن و از طریق گلوگاه ورودی روستا بیرون برده و به جای امن برساند . مشکل ترین بخش کار ، عبور از گذرگاه بود که فاصله نیروهای دولتی با آن ها بسیار کم می شد .
    روستا که حالا از جمعیت خالی شده بود ، در سکوتی مرگبار فرو می رفت . نیروهای دشمن توانسته بودند با به شهادت رساندن یاران « سید » در دشت و گلوگاه ورودی ، آن نقطه مهم را به تصرف در آورند . دشمن مشغول جابجا کردن توپخانه خود بود . از دور می شد خیل سپاهیانی را دید که سواره و پیاده دشت را به سمت بلندی روستای کورده ترک می گفتند .
    درست زمانی که تفنگچیان دولتی می توانستند در دو طرف گذرگاه ورودی مستقر شوند رئیسعلی مراد و چهار تن از همراهانش ( طبق نقل شاهدان این چهار نفر محمد نوروز ، حاج رجبعلی ، قائد آقا و حاجی جعفر از دهکویه بوده اند ) نیز توانستند . « آقا » را از مسجد بیرون آورده و بر ترک اسب نشانند. هیچ کس نمی داند که چگونه توانستند رضایت « آقا » را جلب کنند . رئیسعلی مراد سوار بر اسب خویش و « آقا » پشت سر او قرار گرفت . هر دو سوار بر یک اسب نشسته و شال بلندی محکم به دور آن ها پیچیده شد تا حرکت تند اسب باعث افتادن « آقا » نشود . از دور می شد پنج سوار را دید که حالا بیرون از مسجد اسب های خود را برای یک درگیری نابرابر آماده می کردند .
    رئیسعلی مراد تفنگ کوتاه پنج تیرش را به یک دست و افسار اسب را به دست دیگرش گرفت . پاهایش را به رکاب محکم کرد . دسته تفنگ را کشید . چهار سوار نیز در حالی که تفنگ هایشان را بر سر دست گرفته بودند آماده حرکت شدند . سرعت عمل می توانست دشمن را غافلگیر کند .
    هنوز خورشید در پناه کوه بلند کورده نکشانده بود که پنج سوار به سرعت باد از مسجد روستا دور شدند . بی محابا به طرف گذرگاه خروجی حرکت کردند . نیروهای دشمن که در اطراف گذرگاه مستقر بودند در یک لحظه متوجه سواران شده و تفنگ هایشان را به طرف ایشان نشانه رفتند .
    در یک لحظه طوفانی از شلیک گلوله ها به راه افتاد . همه تفنگ ها به سمت پنج دلاور لارستانی نشانه رفته بود . اصابت گلوله ها در اطراف آن ها گرد و خاک بسیاری را در اطرافشان بلند کرده بود . سواران بدون معطلی و درنگ و با سرعتی باور نکردنی  از گذرگاه عبور می کردند . دشمن فرصت کافی برای فکر کردن نداشت . فرمانده خشمگین با صدای بلند سربازان خود را به شلیک فرا می خواند . سواران به گذرگاه رسیدند . اسب هایی مثل باد ، سوارانی مثل نور ، در یک چشم بر هم زدن از گلوگاه روستا عبور کرده و خود را به دامن دشت رساندند . تنها صدای شلیک گلوله های دشمن بود که همچنان ادامه داشت . پنج سوار هنوز به حالت تاخت از آنجا دور  می شدند . دورتر و باز هم دورتر . فرمانده دشمن دوربین قلمی خود را از غلاف بیرون کشیده و آن را به چشمانش نزدیک کرد . همه چیز به سرعت گذشت . مجال عکس العمل نبود . دوربین را به طرف دشت دراز کرده و به آن خیره ماند . پنج سوار به سرعت باد دور می شدند . آن ها را با نگاه بدرقه کرد .
    لحظاتی بعد آن ها را دید که در دامنه  تپه ای دور از دست در حاشیه جاده ای که مسیر کاروان های بسیار بود از اسب ها پیاده شدند . همگی سلامت بودند . ( طبق نقل ها وقتی که از تیر رس دشمن دور شدند شال به کمر بسته را باز نمودند که پر بود از گلوله هایی که که با کرامت « آقا » به بدن آن ها اثر نکرده بود ) شمرد ، یک بار … دو بار … و به یک باره متوجه شد آن ها آ نها شش نفر هستند . دوربینش را به روی یکی از آن ها نگه داشت دقت کرد ، باز هم بیشتر ، انگار که متوجه چیز غریبی شده باشد . سید را دید که مصمم از اسب پیاده شد و پنج دلاور دور او حلقه زدند . درست بالای سر آن ها در آن سوی کوه بلند مشرف بر دشت سواری را می شد دید که بر ستیغ کوه به دشت و سواران نگاه می کرد . او کسی جز الیاس نبود که حالا از سلامت « آقا » مطمئن شده بود و به طرف شهر لار حرکت  می کرد تا مردم را از یورش قریب الوقوع آگاه کند . دشمن خشمگین که نتوانسته بود به « آقا » دست یابد ، خود را آماده تهاجمی بزرگ به روستای کورده و پس از آن لار می نمود .
    خورشید خسته از یک روز آفتابی، کم کم خود را به آغوش غروب  می سپرد .
    ———————-
    منبع : دلاوران لارستان ، مجموعه ده داستان  به روایت دکتر محمد باقر وثوقی ، ناشر امورتربیتی آموزش و پرورش لارستان و دانشگاه پیام نور اوز

    جمعی از سواران زمان مشروطیت

    آیت الله سید عبدالحسین مجتهد لاری

    لوح یادبود رئیسعلی مراد در مسجد جامع بنارویه – ۱۳۹۱

    مطالب مرتبط :

    بازدید شهردار و شورا از پارک قدیمی جنب میدان امام علی (ع)

    بازدید شهردار مهندس صداقت و مجید کارگر عضو شورا به همراه مسئول فنی شهرداری از پارک قدیمی میدان امام علی (ع) این پارک قدیمی که خاطرات خیلی از جوانان دهه شصت شهر بنارویه در آن گذشته است، جهت ساخت و تجهیز در اولویت دستور کار شهردار قرار گرفته است. لازم و ضروری است که شهردار محترم با توجه به اینکه مطالبه حداکثری مردم شهر احداث و تجهیز یک پارک می باشد، جهت ... مطلب کامل

    بازدید شهردار مهندس صداقت و مسؤل واحد فنی شهرداری از وضعیت بحرانی چند کوچه

    در این بازدید مهندس صداقت دستور لایه برداری گل های باقی مانده از کار، اندود کاری و بیس و مخلوط ریزی بعد آن را در اسرع وقت دادند.       مطلب کامل

    انبوهی از آشغال در مسیر ورودی شهر در حاشیه جاده بختیارویه

    از شهروندان محترم تقاضا می شود رعایت نظافت و زیبایی شهر را داشته باشند. شهر متعلق به همه ماست با ریختن زباله در اطراف شهر به حقوق سایر شهروندان ضربه نزنیم... زیرا ریختن زباله در بیرون شهر و کنار جاده هم چهره زیبای طبیعت را خراب و زشت می نماید و هم کار کارگران جمع آوری زباله را دو چندان می کند. همشهریانی که زباله های زیاد و خارج از نوبت ماشین ... مطلب کامل

    در قاب خاطره ها

    دانش آموزان مدرسه راهنمایی - کلاس سوم: 🔹 سید حسین رحیمی 🔸 ابراهیم نوروزی 🔹 علی اصغر غلامی 🔸 چراغعلی دلیلی   مطلب کامل

    پایان سال آخرین مهلت تعویض کارت ملی

    انصاری مدیر کل ثبت احوال استان فارس اعلام کرد هم استانی ها تا آخر اسفندماه فرصت دارند که کارت ملی قدیم خود را به کارت ملی هوشمند تبدیل نمایند. همچنین ایشان اضافه کرد لازم است مردم زودتر به دفاتر پیشخوان مراجعه کنند و به روزهای پایان سال موکول نکنند. قابل ذکر است که در شهر بنارویه دفتر پست بانک خانم ایزدی روبروی مدرسه نرجس خاتون آمادگی خدمات تعویض کارت ملی ... مطلب کامل

    جلسه خداحافظی و تشکر از خدمات ۳۰ ساله حاج شیرزاد باقری

    حاج شیرزاد باقری مسؤل حراست شهرداری بنارویه پس از ۳۰ سال خدمت بازنشسته شد. به پاس خدمات ۳۰ ساله این بزرگوار جلسه ای جهت تشکر و خداحافظی در دفتر شهردار مهندس صداقت با حضور سایر همکاران برگزار گردید. در این جلسه مهندس صداقت از طرف همه نیروهای شهرداری از آقای باقری تشکر نموده و هدایایی به رسم یادبود به ایشان تقدیم نمودند و آرزوی موفقیت و سلامتی در تمامی مراحل زندگی برایشان ... مطلب کامل

    کلیپ / نمایش طنز «مشاعره» گروه نمایش منتظران ظهور بنارویه

    با اجرای بهمن سهرابی و هیبت الله کریمی نژاد لینک دانلود (18 MB) نیمه شعبان 1396   مطلب کامل

    تغییرات جوی، کاهش دما و بارش در روزهای آینده

    🌱 خوشحالی و امیدواری برای کشاورزان بنارویه 🌦 طبق تحلیل آخرین مدل های معتبر هواشناسی، از اواخر روز پنجشنبه همین هفته در منطقه بنارویه آرام آرام شاهد بارش باران خواهیم بود. 💧گفتنی است اوج بارش ها منطقه بنارویه در روز جمعه ۲۴ آذر با حداقل پیش بینی ۳۰ میلمیمتر باران می باشد. 🌤 این سامانه بارشی روز شنبه به صورت رگبار، رعد و برق و وزش باد ادامه داشته و احتمال ادامه این ... مطلب کامل

    فیلم/ مسئولین به خیابان های شرفویه رسیدگی کنید

    درخواست مردم شرفویه از مسئولین جهت رسیدگی به وضعیت بد و نامعلوم خیابان های این روستا لینک دانلود (3 MB) ارسالی مصطفی محمدی مطلب کامل

    نکاتی مهم که هنگام خرید تخم مرغ باید به آنها توجه کرد

    ✴️ مشخصات و لیبلی که بر روی کارتن های تخم مرغ زده می شود شامل: ⁣ 🔹 نام و نوع محصول 🔸 پروانه بهره برداری بهداشتی از اداره کل دامپزشکی استان ⁣🔹 تاریخ تولید (به روز) ⁣🔸 تاریخ انقضاء: یک ماه پس از تولید ⁣🔹 شرایط نگهداری: 4-0 درجه سانتی گراد (داخل یخچال) ⁣🔸 درجه بندی تخم مرغ ⁣🔹 آدرس دقیق دفتر و مرکز تولید ⁣🔸 تلفن دفتر شرکت تولید کننده ✅ تذکرات و توصیه های بهداشتی: (در طرف دیگر ... مطلب کامل

    یک نظر برای  رئیسعلی مراد قهرمان دلیر بنارویه

    • 1
      همیشه پاییز نوشته شده در ۲۷ اسفند, ۱۳۹۲, ساعت ۲۳:۳۱

      واقعا مرد بوده ریس علی من شنیدم از نسل های قدیم که یه قوم و خویشی هم با ما داشتن
      بلههههههههههههههههه ما هم همچنین اقوامی داشتیم

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

  • کاری ازکانون امام علی النقی علیه السلام بنارویه