• نسیم محرم در شهر بنارویه    :   هر ساله چند روز قبل از ماه محرم در شهر بنارویه یک حال و هوای دیگری بر فضای کلی شهر حکم فرما می شود. هیئت های مذهبی و کانون های ...
  • اطلاعیه | آغاز به کار مجدد فعالیت سایت بنارسیتی    :   ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه ایام سوگواری مولا اباعبدالله الحسین علیه السلام، روزهای یادآوری پیروزی خون بر شمشیر، ایام بیداری و ایستادگی در برابر ستم است. سایت ...
  • مراسم شهادت حضرت زهرا (فاطمیه دوم ) در شهر بنارویه    :   امروز صبح مورخه سه شنبه 4 فروردین ماه 1394 مراسم سوگواری و عزاداری به مناسبت سالروز شهادت بی بی فاطمه زهرا (س) در شهر بنارویه برگزار شد ....
  • کشف و توقیف اموال مسروقه در روستای شرفویه    :   امروز صبح ساعت 9 مورخه 2 فروردین ماه 1394 فرمانده پاسگاه انتظامی بخش بنارویه در پی بازدید از منزل سه نفر سارق در روستای شرفویه در 12 کیلومتری ...
  • اقامه آخرین نماز جمعه سال ۱۳۹۳ در شهر بنارویه    :   یکی از بزرگترین گردهمایی و تجمعات مذهبی که هر هفته در روز جمعه همزمان با سراسر کشور در میعادگاهی با حضور گسترده زنان و مردان مومن و ولایتمدار شهر بنارویه ...
  • بارش باران بهاری در آستانه عید نوروز ۱۳۹۴    :   دو روز بارندگی پیاپی در بنارویه تقریبا از اوایل صبح سه شنبه 26 اسفند ماه 1393 و به فاصله چهار روز مانده به عید نوروز 1394 بارش ...
  • رئیسعلی مراد قهرمان دلیر بنارویه

    رئیسعلی مراد بخشی از تاریخ جنوب

    رئیسعلی مراد بنارویی یکی از سرداران شجاع و قهرمان در عصر مشروطیت بود که به پشتیبانی از آیت الله سید عبدالحسین مجتهد لاری بر علیه تجاوزگران استعمارگر آن زمان به پا خاست. تفنگچیان بنارویی به فرماندهی شادروان رئیسعلی مراد در جریان نهضت سید عبدالحسین مجتهد لاری از بذل جان دریغ نداشته و در آن لحظه که « امیر قلی » همسنگر آن ها در راه دفاع از حق و آزادی قبای سرخ شهادت بر زنجیر اسارت ترجیح داد ، رئیسعلی مراد سیدِ در محاصره قشون قوام را بر ترک اسب خویش نشاند و همچون تک سواری بی باک از میان خیل تفنگ داران دشمن گذشت ، حاضرین در آن کارزار دریافتند بر اندام این مرد پولاد پیکر دریا دل ، تیر تفنگ کارگر نیست و بر رخساره او ترس بی معناست . او که در نبرد های فراوانی بر علیه تجاوزگران شرکت داشت و فداکاری هایش زبانزد همگان بود ، رشادت های بی نظیر او باعث شده بود که سید عبدالحسین مجتهد لاری همیشه از او به بزرگی و نیکی یاد کند. او جوانمردی خستگی ناپذیر و مدافع آب و خاک و ناموس کشور خود بود ، تا پای جان برای عقایدش می جنگید ، شیعه ای معتقد ، دوستدار علی علیه السلام و ارادتمند خاندان پاکش و با همه وجود احترام به آستان نوادگانش سالها در راه مبارزه با بیدادگری ، ظلم و تعدی به سر برد.

    قسمتی از رشادت های رئیسعلی مراد بنارویی :

    خورشید داشت به آرامی خود را از کمرکش آسمان بالا می کشید . در دشتی که انتهایش به بلندی روستای کورده ختم می شد ، درگیری نابرابری بین سواران و دلاوران لارستانی و نیروهای دشمن در جریان بود . رئیسعلی مراد با اسب سفیدش به سرعت وارد روستا شده و به طرف مسجد حرکت کرد . کودکان ، زنان و پیرمردان روستا گرد او جمع آمدند ، از اسب به زیر آمده و با صدای بلند در حالی که تفنگش را از دوشش به زیر می کشید فریاد زد : دشمن تا چند ساعت دیگر به طرف کورده حمله ور می شود ، همه مردم ، زنان کودکان ، پیرمردها ، همگی باید به طرف « میان  کوه » ( در گویش محلی « میکه»  گفته می شود ) حرکت کنند . هیچ مجالی نیست . هر چه سریعتر حرکت کنید .
    همهمه ای در میان جمعیت افتاده و هر کدام به سمتی حرکت کردند . رئیسعلی مراد می دانست که مجاهدین در محل گردنه نارنجی تا چند ساعت دیگر بیشتر دوام نمی آورند ، از این رو تصمیم گرفت که ابتدا روستا را از جمعیت خالی کرده و آن گاه برای نجات آقا چاره ای بیندیشد .
    روستای کورده در نقطه بلندی واقع شده بود که یک سوی آن سراشیبی یک دشت وسیع و سه طرف دیگرش تپه ها و گردنه نارنجی قرار داشت . موقعیت این روستا از نظر نظامی فوق العاده مهم بود . دست یابی به آن به معنی راه یافتن به گذرگاه منتهی به شهر لار و دسترسی به آن بود . درست بالاتر از روستا ، گردنه ای کوچک قرار داشت که با جاده ای باریک به سمت دره ای می رفت که در میان دو رشته کوه بلند قرار داشته و در میان مردم به « میان کوه » شهرت داشت .. چنانچه جمعیت روستا می توانست خود را بدانجا برساند از حملات توپخانه ای دشمن در امان می ماند و نیروهای انقلابی با خیالی آسوده دست به مقاومت در برابر دشمن می زدند . مسجد کوچک روستای کورده از چند روز پیش میزبان مجتهد بزرگ جنوب « آیت الله سید عبدالحسین لاری » بود . همه مردم او را آقا می نامیدند و نسبت به او علاقه و محبت بسیاری ابراز می نمودند . « آقا » در تمام طول شبانه روز مشغول خواندن نماز و انجام عبادت بود . او در مقابل اصرار و پافشاری مجاهدین جهت ترک محل خویش به سختی مقاومت می کرد و رضایت نمی داد . شش روز از محاصره روستای کورده می گذشت . نیروهای دشمن مصمم به تسخیر روستا و دستگیری « آقا» بودند . رسیدن نیروهای کمکی به آنان و همچنین اضافه شدن ده قبضه توپ پیشرفته انگلیسی ار نوع « هفت و هشت »  و ورورد افسران انگلیسی جهت فرماندهی توپخانه ، دشمن را بیش از پیش توانمند ساخته و مصمم به یکسره کردن جنگ می کرد .
    رئیسعلی مراد خطر را با تمام وجود حس می کرد و تنها مانع دشمن برای رسیدن به روستا و مسلط شدن توپخانه بر آن گردنه ای بود که به وسیله « بهادر » و یارانش محافظت می شد . مقاومت تعداد اندک مجاهدین در گردنه با توجه به لشکریان دشمن چندان طولی نمی کشید .
    رئیسعلی مراد می دانست که راضی کردن « آقا » به ترک روستا با وجود بودن اهالی در آن ممکن نبود ، از این رو بلافاصله به مردم کورده اعلام نمود که در اسرع وقت روستا را تخلیه و به سمت « میان کوه » که پناهگاهی مطمئن بود حرکت کنند .
    شور و هیجان مردم بی پناه که بیشتر شامل زنان و کودکان می شدند ، صحنه ای دلخراش را به وجود آورده بود . مردم دسته دسته روستا را ترک گفته و آنچه را می توانستند با خود می بردند ، آن ها می دانستند در صورت تصرف کورده دشمن به هیچ کس و هیچ چیز رحم نخواهد کرد . تخلیه کامل روستا از جمعیت چندان به طول نینجامید . رئیسعلی مراد برای اطمینان بیشتر  کوچه های تنگ و باریک روستا را با عجله پیموده و با صدای بلند مردم را به خطر پیش رو و تخلیه کورده فراخواند . پس از اطمینان از خالی شدن محل به سمت مسجد حرکت کرد  . همین که به نزدکی مسجد رسید از اسب پیاده شد و با عجله خود را به صحن آن رساند . پنج نفر از تفنگچیان محافظ « آقا » به دور رئیسعلی مراد گرد آمده و منتظر شنیدن دستورات او بودند . رئیسعلی مراد با اشاره دست یکی از آن ها را فراخوانده گفت : الیاس ، بدون معطلی سوار شو  و به طرف لار حرکت کن ، مردم باید شهر را تخلیه کنند ، دشمن فردا به شهر می رسد . امشب باید شهر لار از جمعیت خالی شود ، هر چه زودتر حرکت کن .
    الیاس جوان بیست ساله لاری از طایفه « دگل » که در رشادت و بی باکی شهرت خاصی داشت بدون معطلی با شنیدن دستور فرمانده خویش حرکت کرده ، سوار بر اسب، کورده را به سرعت ترک گفت . اسب و سوار در یک چشم به هم زدن در پیچ کوچه از نظرها پنهان شدند . رئیسعلی مراد چهار دلاور دیگر را به نزدیک خود فراخوانده با لحنی محکم و در عین حال نگران گفت : وقت تنگه ، دشمن همین نزدیکی ها کمین گرفته تا « آقا » رو دستگیر کنه ، یک راه باقی مانده . خوب گوش کنید . ما باید « آقا » را از میان تفنگچی های دشمن عبور داده و از محاصره نجات بدیم . خدا با ماست . همت کنید تا فردای قیامت شرمنده حضرت زهرا (س) نشویم .
    جمله آخری را در حالی بیان کرد که بغض گلویش را گرفته بود . پنج دلاور در یک لحظه سکوت کرده و اشک از چشمانشان جاری شد .
    رئیسعلی مراد که می دانست دشمن تا ساعاتی دیگر روستا را تصرف خواهد کرد در اندیشه نجات دادن « آقا » بود . او تصمیم گرفت که به اتفاق چهار سوار دیگر ، آقا را از میان سپاه دشمن و از طریق گلوگاه ورودی روستا بیرون برده و به جای امن برساند . مشکل ترین بخش کار ، عبور از گذرگاه بود که فاصله نیروهای دولتی با آن ها بسیار کم می شد .
    روستا که حالا از جمعیت خالی شده بود ، در سکوتی مرگبار فرو می رفت . نیروهای دشمن توانسته بودند با به شهادت رساندن یاران « سید » در دشت و گلوگاه ورودی ، آن نقطه مهم را به تصرف در آورند . دشمن مشغول جابجا کردن توپخانه خود بود . از دور می شد خیل سپاهیانی را دید که سواره و پیاده دشت را به سمت بلندی روستای کورده ترک می گفتند .
    درست زمانی که تفنگچیان دولتی می توانستند در دو طرف گذرگاه ورودی مستقر شوند رئیسعلی مراد و چهار تن از همراهانش ( طبق نقل شاهدان این چهار نفر محمد نوروز ، حاج رجبعلی ، قائد آقا و حاجی جعفر از دهکویه بوده اند ) نیز توانستند . « آقا » را از مسجد بیرون آورده و بر ترک اسب نشانند. هیچ کس نمی داند که چگونه توانستند رضایت « آقا » را جلب کنند . رئیسعلی مراد سوار بر اسب خویش و « آقا » پشت سر او قرار گرفت . هر دو سوار بر یک اسب نشسته و شال بلندی محکم به دور آن ها پیچیده شد تا حرکت تند اسب باعث افتادن « آقا » نشود . از دور می شد پنج سوار را دید که حالا بیرون از مسجد اسب های خود را برای یک درگیری نابرابر آماده می کردند .
    رئیسعلی مراد تفنگ کوتاه پنج تیرش را به یک دست و افسار اسب را به دست دیگرش گرفت . پاهایش را به رکاب محکم کرد . دسته تفنگ را کشید . چهار سوار نیز در حالی که تفنگ هایشان را بر سر دست گرفته بودند آماده حرکت شدند . سرعت عمل می توانست دشمن را غافلگیر کند .
    هنوز خورشید در پناه کوه بلند کورده نکشانده بود که پنج سوار به سرعت باد از مسجد روستا دور شدند . بی محابا به طرف گذرگاه خروجی حرکت کردند . نیروهای دشمن که در اطراف گذرگاه مستقر بودند در یک لحظه متوجه سواران شده و تفنگ هایشان را به طرف ایشان نشانه رفتند .
    در یک لحظه طوفانی از شلیک گلوله ها به راه افتاد . همه تفنگ ها به سمت پنج دلاور لارستانی نشانه رفته بود . اصابت گلوله ها در اطراف آن ها گرد و خاک بسیاری را در اطرافشان بلند کرده بود . سواران بدون معطلی و درنگ و با سرعتی باور نکردنی  از گذرگاه عبور می کردند . دشمن فرصت کافی برای فکر کردن نداشت . فرمانده خشمگین با صدای بلند سربازان خود را به شلیک فرا می خواند . سواران به گذرگاه رسیدند . اسب هایی مثل باد ، سوارانی مثل نور ، در یک چشم بر هم زدن از گلوگاه روستا عبور کرده و خود را به دامن دشت رساندند . تنها صدای شلیک گلوله های دشمن بود که همچنان ادامه داشت . پنج سوار هنوز به حالت تاخت از آنجا دور  می شدند . دورتر و باز هم دورتر . فرمانده دشمن دوربین قلمی خود را از غلاف بیرون کشیده و آن را به چشمانش نزدیک کرد . همه چیز به سرعت گذشت . مجال عکس العمل نبود . دوربین را به طرف دشت دراز کرده و به آن خیره ماند . پنج سوار به سرعت باد دور می شدند . آن ها را با نگاه بدرقه کرد .
    لحظاتی بعد آن ها را دید که در دامنه  تپه ای دور از دست در حاشیه جاده ای که مسیر کاروان های بسیار بود از اسب ها پیاده شدند . همگی سلامت بودند . ( طبق نقل ها وقتی که از تیر رس دشمن دور شدند شال به کمر بسته را باز نمودند که پر بود از گلوله هایی که که با کرامت « آقا » به بدن آن ها اثر نکرده بود ) شمرد ، یک بار … دو بار … و به یک باره متوجه شد آن ها آ نها شش نفر هستند . دوربینش را به روی یکی از آن ها نگه داشت دقت کرد ، باز هم بیشتر ، انگار که متوجه چیز غریبی شده باشد . سید را دید که مصمم از اسب پیاده شد و پنج دلاور دور او حلقه زدند . درست بالای سر آن ها در آن سوی کوه بلند مشرف بر دشت سواری را می شد دید که بر ستیغ کوه به دشت و سواران نگاه می کرد . او کسی جز الیاس نبود که حالا از سلامت « آقا » مطمئن شده بود و به طرف شهر لار حرکت  می کرد تا مردم را از یورش قریب الوقوع آگاه کند . دشمن خشمگین که نتوانسته بود به « آقا » دست یابد ، خود را آماده تهاجمی بزرگ به روستای کورده و پس از آن لار می نمود .
    خورشید خسته از یک روز آفتابی، کم کم خود را به آغوش غروب  می سپرد .
    ———————-
    منبع : دلاوران لارستان ، مجموعه ده داستان  به روایت دکتر محمد باقر وثوقی ، ناشر امورتربیتی آموزش و پرورش لارستان و دانشگاه پیام نور اوز

    جمعی از سواران زمان مشروطیت

    آیت الله سید عبدالحسین مجتهد لاری

    لوح یادبود رئیسعلی مراد در مسجد جامع بنارویه – ۱۳۹۱

    مطالب مرتبط :

    تقارن فاطمیه و نوروز ، تهدید یا فرصت

    سال 1393 آخرین روزهای عمرش را سپری می کند و به ایام تعطیلات نوروزی نزدیک می شویم، تعطیلاتی که همچون سال گذشته همزمان با ایام فاطمیه است، این اولین بار نیست که چنین تقارن هایی بوه جود می آید و قطعاً آخرین بار هم نخواهد بود. همانگونه که در روایتی بسیار زیبا از امام علی(ع) نقل شده: «هر وقت ما شاد هستیم، شیعیان ما ... مطلب کامل

    بارش باران بهاری در آستانه عید نوروز ۱۳۹۴

    دو روز بارندگی پیاپی در بنارویه تقریبا از اوایل صبح سه شنبه 26 اسفند ماه 1393 و به فاصله چهار روز مانده به عید نوروز 1394 بارش باران بهاری در شهر بنارویه آغاز و کم کم بر شدت بارش ها افزوده شد . به گزارش خبرنگار بنارسیتی خوشبختانه و به لطف خداوند از مورخه سه شنبه 26 اسفند ماه تا شامگاه پنج شنبه 28 ... مطلب کامل

    فعالیت های سازمان و موسسه مردم نهاد خیریه آبشار عاطفه های بنارویه

    موسسه مردم نهاد خیریه آبشار عاطفه های بنارویه با شماره ثبت 231 توسط گروهی از خواهران مذهبی فرهنگی در مورخه 22 بهمن 1393 افتتاح شد . این سازمان بطور مستقل و با حمایت مردم و بویژه خیرین بطور گسترده در سال 1383 در شهر مقدس مشهد پایه گذاری و بنیان نهاده شد . از جمله اهداف این موسسه کمک به بیماران صعب العلاج ، فقیر سادات و برگزاری ... مطلب کامل

    اقامه نماز جمعه در بنارویه – ۲۲ اسفند ۱۳۹۳

    یکی از بزرگترین گردهمایی و تجمعات مذهبی که هر هفته در روز جمعه همزمان با سراسر کشور در میعادگاهی با حضور گسترده زنان و مردان مومن و ولایتمدار شهر بنارویه و برخی روستاهای حومه به منظور لبیک گفتن به ندای وحیانی « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاهِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ » و گوش سپردن ... مطلب کامل

    معرفی تابلوهای هنری مهدی خسروی (۲)

    این آثار متشکل شده است ازآثار هنری مشبک کاری ، معرق کاری و سوخته کاری که در مدت چهار ماه اخیر توسط آقای مهدی خسروی دبیر موفق و با استعداد مدرسه نغمه بنارویه تهیه و طراحی و در معرض عموم قرار گرفته است . این آثار هنری از جمله هنرهای قدیمی و اصیل ایرانی می باشد که متاسفانه در سال های اخیر مورد بی توجهی و بی اهمیتی مسئولین قرار گرفته ... مطلب کامل

    مراسم اختتامیه و مسابقه فینال جام فوتبال یادواره مرحوم محمد غلامی

    عصر امروز مورخه سه شنبه 19 اسفندماه 1393 مسابقه فینال جام فوتبال یادواره مرحوم محمد غلامی بین دو تیم آرش بنارویه و خلیج فارس منصور آباد به میزبانی باشگاه فرهنگی ورزشی آرش بنارویه در زمین چمن مجموعه ورزشی شهدای بنارویه برگزار شد. به گزارش خبرنگار بنارسیتی بازی فینال با سوت داور پیشکسوت احمد عسکری و همکاری داوران هیبت الله کریمی نژاد ، عبدالحسین خلیتاش و ... آغاز شد. این بازی در ... مطلب کامل

    مراسم روز درختکاری در شهر بنارویه

    به مناسبت هفته منابع طبیعی و روز درختکاری 1000 اصله درخت با حضور امام جمعه محترم ، بخشدار ، مسئول جهاد کشاورزی و شورای شهر بنارویه و روستاهای بخش در پارک حاشیه ای بختیارویه از توابع بخش بنارویه بر زمین زده شد. روز درختکاری بهانه‌ای است تا با کاشت درخت این نماد زیبا و با شکوه طبیعت قدمی برای حفظ محیط زیست شهرمان  برداشته  و آنرا احیاء ... مطلب کامل

    مراسم جشن نیکوکاری در شهر بنارویه

    مصادف با ایام فاطمیه روز چهاردهم اسفند ماه 1393 در سطح مدارس بخش بنارویه همزمان با سراسر کشور مراسم جشن نیکوکاری برگزار شد . این مراسم در روز پانزدهم نیز در معابر عمومی و پایگاه های بسیج ، گلزار شهدا و همچنین در روز جمعه در مصلی نماز جمعه برگزار شد . به گفته محمد مرتضایی مسئول دفتر نیکوکاری شهر بنارویه مبالغ جمع آوری شده حدود ... مطلب کامل

    خیابانهای سطح شهر در آستانه عید نوروز ۱۳۹۴

    به همت و تلاش شورا و شهرداری بنارویه و در طی یکماه گذشته یکسری اقدامات اصلاحی و عمرانی در نقاط مختلف شهر بنارویه انجام گرفته است و در حال حاضر نیز همچنان این فعالیت ها در حال انجام و پیگیری می باشد که از جمله این اقدامات می توان به کاشی کاری پیاده روهای شهر ، لبه گذاری برخی نقاط خیابانهای شهر، تکمیل کاشت چمن در پارک صفا ... مطلب کامل

    نتایج بازی های مرحله نیمه نهایی جام فوتبال یادواره مرحوم محمد غلامی

    پس از اتمام مسابقات مرحله اول جام فوتبال یادواره مرحوم محمد غلامی به میزبانی باشگاه فرهنگی ورزشی آرش بنارویه و صعود چهار تیم آرش الف – خلیج فارس منصورآباد – پرسپولیس شهر پیر و اتحاد بلوک به مرحله نیمه نهایی ، دو تیم خلیج فارس منصورآباد و اتحاد بلوک در روز جمعه مورخه 8 اسفند ماه 1393 در مقابل یکدیگر قرار گرفته و این بازی پس از طی ... مطلب کامل

    یک نظر برای  رئیسعلی مراد قهرمان دلیر بنارویه

    • 1
      همیشه پاییز نوشته شده در ۲۷ اسفند, ۱۳۹۲, ساعت ۲۳:۳۱

      واقعا مرد بوده ریس علی من شنیدم از نسل های قدیم که یه قوم و خویشی هم با ما داشتن
      بلههههههههههههههههه ما هم همچنین اقوامی داشتیم

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

  • کاری ازکانون امام علی النقی علیه السلام بنارویه